اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
184
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
و بعض ايشان گفت : از حسين شنيدم كه مىگفت : الصدق عز ، و الكذب عجز ، و السر امانة ، و الجوار قرابة ، و المعونة صداقة ، و العمل تجربة ، و الخلق الحسن عبادة ، و الصمت زين ، و الشح فقر ، و السخاء غنى ، و الرفق لب ، « راستى عزت است ، و دروغ ناتوانى ، و راز امانت است ، و همسايگى خويشاوندى ، و يارى كردن دوستى است ، و كار آزمايش ، و خوى نيك بندگى ، و خاموشى آراستگى ، و بخل نادارى ، و سخاوت توانگرى ، و نرمى و مدارا خردمندى » . و حسين بن على بر سر حسن بصرى ايستاد و حسن او را نمىشناخت ، پس ( امام ) حسين به او گفت : يا شيخ هل ترضى لنفسك يوم بعثك ؟ « آيا ( چنين حالى را ) براى روز رستاخيزت مىپسندى ؟ » گفت : نه . گفت : فتحدث نفسك به ترك ما لا ترضاه لنفسك من نفسك يوم بعثك ؟ « پس خود را نويد مىدهى كه آنچه را از خود براى روز رستاخيز خويش نمىپسندى ، رها كنى ؟ » گفت : آرى ، اما بىحقيقت . گفت : فمن اغش لنفسه منك لنفسه يوم بعثك و انت لا تحدث نفسك به ترك ما لا ترضاه لنفسك بحقيقة ؟ « پس چه كسى با خودش از تو با خويشتن در روز رستاخيز خيانتكارتر است ، با اينكه بحقيقت در نظر ندارى آنچه را براى خود نمىپسندى واگذارى ؟ » سپس ( امام ) حسين رفت و حسن بصرى پرسيد : اين كه بود ؟ گفتند : حسين بن على ، گفت : بر من آسان كرديد . فرزندان حسين ( ع ) عبارت بودند از : على اكبر كه فرزندى از وى نماند و در كربلا كشته شد و مادرش : ليلى دختر ابو مرة بن عروة بن مسعود ثقفى است ، و على اصغر كه مادرش : حرار دختر يزدجرد است و حسين او را غزاله ناميد . به على بن الحسين گفته شد : چقدر فرزندان پدرت كماند ؟ گفت : انه كان يصلى فى اليوم و الليلة الف ركعة فمتى كان يفرغ للنساء ؟ « او در روز و شب هزار ركعت نماز مىگزارد پس كى بزنها مىرسيد ؟ » عبد الله بن زبير در مكه اقامت گزيد در حالى كه يزيد را خلع كرده ( مردم